قهرمان ميرزا عين السلطنه
1544
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
لله الحمد همه قسم هم اسباب ترقى و پيشرفت براى او حاصل گرديد . كاغذى براى افتخار نظام نوشته روانه كردم . دو نفر هم با يك مال براى آوردن اسب توزلو فرستادم . املاك حسام الملك و ناصر الملك شنبه 21 - صبح به خيال آنكه راه كم است ديرتر سوار شديم . راه صاف و سرازير بود . اين بلوك سردرود شش فرسنگ در شش فرسنگ است . چهل پارچه آبادى دارد كه سى و دو ده آن ملك جناب حسام الملك است باقى مال ناصر الملك . دو پارچه هم ملك افتخار نظام است . هوايش سردسير [ است ] و زراعت ديم بسيار خوب عمل مىآيد . دمق ملك بزرگ معتبر آن است كه حسام الملك آنجا خانه و عمارت خوب دارد . راه را ما بلد نبوديم . تمام را از روى خيال حركت مىكرديم . از آن جهت سخت مىگذشت . گفتم البته افتخار نظام ناهارى تهيه كرده [ است ] و رعيتها انتظار دارند . به عجله مىرفتيم و باز گفته بودند راه كم است . هفت ساعت تمام راه رفتيم . مهتر كوريجانى كه همراه بود هر دقيقه وعدهء رسيدن مىداد و نمىرسيديم . آخر سيد حمزه مىگفت كه دروغ مىگويد كوريجانى نيست و هرگز كوريجان نيامده است . خسته و كوفته به كوريجان رسيديم . ديديم خبرى از ورود ما نيست . جلاء الملك از يك نفر رعيت پرسيدم افتخار نظام كجاست ؟ جواب داد رفته است داغداغآباد . از ديگرى جويا شدم گفت منزل است . خانه را هم بلد نبودم . يك نفر رعيت را جلو انداخته وارد منزل شديم . معلوم شد افتخار نظام داغداغآباد ديدن على خان جلاء الملك كه تازه آمده رفته . ريشسفيدان آمده اظهار خجالت مىكردند كه اطلاع نداشتيم ، خيلى بد شده است . سيد حمزه جرش گرفته بود كه حالا چه بايد كرد ، برگرديم و آنوقت مراجعت كنيم كه شما استقبال كنيد . بارى ناهار خورده يخ براى افتخار نظام از شهر آورده بودند خيلى بهموقع خود رسيده بود . در پشهبند افتخار نظام خوابيدم . از حضرات خبرى نداشتند . بعد از خواب افتخار نظام آمده بود از ملاقات او خوشوقت شدم . كوريجان مدتها است كه كوريجان را مالك هستيم . خوانين هم آنچه توانستند در سر اين ده دردسر دادند بلكه بفروشيم . ليكن حضرت و الا اقدام به فروش نكردند . سيصد خانوار است . آب و ملك زيادى دارد . اما در آبادى آنقدرى حضرت و الا مسامحه فرموده